محافظه کاری در استایل

«ساده بپوشید تا اشتباه نکنید»؛ یک نسخه پیچی ساده اما منطقی، برای شخصی که دانش استایل ندارد. اما ساده پوشیدن واقعا به چه معناست؟
متاسفانه وقتی صحبت از مد و استایل به میان می آید، زبان فارسی می تواند خواننده را سردرگم کند. شخصی که مقالات فشن را به فارسی می خواند، معمولا ایده ای ندارد که باید از ساده پوشیدن، چه چیزی را برداشت کند.
مفهوم ساده پوشیدن به زبان و فرهنگ ما، شاید در فرهنگ دیگری اصلا وجود نداشته باشد ولی می توان آن را نوعی  رفتار محافظه کارانه در استایل دانست. انتخاب آیتم های بیسیک کژوال بدون طرح و لوگو و اکسسوری، با رنگ های نود و خنثی تا حد زیادی این مفهوم را می رساند.
هرچه از کژوال به سمت فرمال بودن برویم، قوانین سفت و سخت تر می شوند و مچ کردن اکسسوری ها، طرح ها و رنگ ها هرکدام قواعد خود را به همراه می آورند که باید مراقب تداخل قوانین هم باشیم. دلیل انتخاب رنگ های نود و خنثی این است که هرچه ایتنسیتی رنگ بالاتر باشد، اشتباهات پالت را با قدرت بیشتری نمایش می دهد؛ نه اینکه چنین رنگ هایی در دانش رنگی جایی نداشته باشند (ایرادات ترکیب زرد و سیاه، چشم بیننده را سوراخ میکند ولی اغلب به ترکیب طوسی و کرم بی توجه خواهند بود).

متاسفانه امروزه استایلیست هایی را می شود پیدا کرد که ضعف دانش فشن، آن ها را وادار می کند تا با برچسب مینیمال، در سنگر رفتار محافظه کارانه ساده پوشی پناه بگیرند (اصلا هم راجع به جای خاصی مثل ایران صحبت نمی کنیم). البته که ساده پوشی به شما امکان پوشیدن شلوار زاپ دار با بلیزر فرمال را نمی دهد ولی این موضوع هم با برچسب جسارت در استایل با کمی ملات و سیمان حل می شود.
راجع به جسارت در استایل، باید بحث دیگری باز شود که خالی از لطف نیست ولی در حال حاضر، محافظه کاری و هوشمندی در استایل را مد نظر قرار می دهیم. همانطور که گفته شد، این محافظه کاری برای افراد عادی منطقی به نظر می رسد اما به عقیده ی من، استایل هوشمندانه در مقابل استایل محافظه کارانه قرار دارد و این دقیقا همان تمایز طراحی استایل توسط فرد عادی و فرد متخصص است.
از فرد متخصص در استایل انتظار می رود توانایی خود در استقاده از آیتم های پترن دار، خاص و تکسچرهای متفاوت را به نمایش بگذارد، در استفاده از ترکیب های خلاقانه و جدید، ریسک کند و البته که قواعد زیبایی شناسی را در گل فرو نبرد.
شخصی که به استایلیست مراجعه می کند، میخواهد جوری خود را در آینه ببیند که تا به حال ندیده؛ پس آنچه تا بحال می پوشیده و می پسندیده، سنگر محافظه کاری استایلیست نیست.
در آخر تفاوت استایل ضعیف (نه الزاما غلط) و استایل قوی (الزاما درست) را با هم تماشا می کنیم:
سمت راست= ترکیب ناشیانه تکسچرها، عدم همخوانی فرمالیتی آیتم ها، ترکیب افراطی اکسسوری های نامناسب، محافظه کاری شدید در پالت رنگی به غلط، حتی پوز مدل و زاویه دوربین نامناسب است
سمت چپ= استفاده هوشمندانه از تکنیک های استایلینگ، پترن میکسینگ حرفه ای، پالت رنگی مناسب، آیتم های باکیفیت، زاویه دوربین، نورپردازی و پوز مناسب

دیدگاه‌ خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن